تبليغاتX
 افسانه ی ناتمام


افسانه ی ناتمام

 

 

دخترجواني از مکزيک براي يک مأموريت اداري چندماهه به آرژانتين منتقل شد. پس از دو ماه نامه ای از نامزد مکزیکی خود دریافت میکند 

 :به این مضمون 

لورای عزیزم متاسفانه دیگر نمیتوانم به این رابطه ی از راه دور ادامه بدهم و باید بگویم که دراین مدت ده بار به تو خیانت کرده ام !!! و میدانم که نه تو ونه من شایسته ی این وضع نیستیم. من را ببخش و عکسی که به تو داده بودم را برایم پس بفرست

باعشق : روبرت

دخترجوان رنجيـده خاطرازرفتارمرد، ازهمه همکاران ودوستانش ميخواهدکه عکسي ازنامزد، برادر، پسرعمو، پسردايي ... خودشان به اوقرض بدهند وهمه آن عکس ها را که خیلی بودند  با عکس روبرت نامزد بي وفايش، دريک پاکت گذاشته وهمراه يادداشتي برايش پست ميکند

 :به این مضمون 

روبرت عزيز، مراببخش، اما هر چه فکر کردم قيافه تو را به يادنیاوردم لطفا عکس خودت را از میان عکسهای توی پاکت جدا کن و بقیه را به من برگردان.

 با عشق: لورا

 

 

نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 15:41 توسط افسون| |

 

خانم میان سالی سکته قلبی کرد و سریعاً به بیمارستان منتقل شد. وقتی زیر تیغ جراح بود عملاً مرگ را تجربه کرد. زمانیکه بی هوش بود فرشته ای را دید. از فرشته پرسید: آیا زمان مردنم فرا رسیده است؟ فرشته پاسخ داد: نه، تو ۴۳ سال و ۲ ماه و ۸ روز دیگر فرصت خواهی شد. بعد از به هوش آمدن برای بهبود کامل خانم تصمیم گرفت که در بیمارستان باقی بماند. چون به زندگی بیشتر امیدوار بود، چند عمل زیبایی انجام داد. جراحی پلاستیک، لیپساکشن، جراحی بینی، جراحی ابرو و … او حتی رنگ موی خود را تغییر داد. خلاصه از یک خانم میان سال به یک خانم جوان تبدیل شد! بعد از آخرین جراحی او از بیمارستان مرخص شد. وقتی برای عریمت به خانه داشت از خیابان عبور می کرد، با یک آمبولانس تصادف کرد و مرد!!! وقتی با فرشته مرگ روبرو شد بهش گفت: من فکر کردم که گفتی ۴۰ سال و اندی بعد مرگ من فرا می رسه؟ چرا من رو از جلوی آمبولانس نکشیدی کنار؟ چرا من مردم؟




فرشته پاسخ داد؛ ببخشید، وقتی داشتی از خیابون رد می شدی نشناختمت

 

 

 

پ.ن:آشفتگی من از این نیست که تو به من دروغ گفته ای،

از این آشفته ام که دیگر نمی توانم تورا باور کنم!

 

 

نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 14:53 توسط افسون| |

 

 

پدرم همیشه می‌گوید "این خارجی‌ها که الکی خارجی نشده‌اند، خیلی کارشان درست بوده که توی خارج راهشان داده‌اند" البته من هم می‌خواهم درسم رابخوانم؛ پیشرفت کنم؛ و بعد به خارج بروم. ایران با خارج خیلی فرغ دارد. خارج خیلی بزرگتر است. من خیلی چیزها راجب به خارج می‌دانم


تازه دایی دختر عمه‌ی پسر همسایه‌مان در آمریکا زندگی می‌کند. برای همین هم پسر همسایه‌مان آمریکا را مثل کف دستش می‌شناسد. او می‌گوید "در خارج آدم‌های قوی کشور را اداره می‌کنند"
مثلن همین "آرنولد" که رعیس کالیفرنیا شده است. ما خودمان در یک فیلم دیدیم که چطوری یک نفره زد چند نفر را لت و پار کرد و بعد... البته آن قسمت‌های بی‌تربیتی فیلم را ندیدیم اما دیدیم که چقدر زورش زیاد است، بازو دارد این هوا. اما در ایران هر آدم لاغر مردنی را می گذارند مدیر بشود. خارجی‌ها خیلی پر زور هستند و همه‌شان بادی میل دینگ کار می‌کنند. همین برج‌هایی که دارند نشان می‌دهد که کارگرهایشان چقدر قوی هستند و آجر را تا کجا پرت کرده‌اند.


ما اصلن ماهواره نداریم. اگر هم داشته باشیم؛ فقط برنامه‌های علمی آن را نگاه می‌کنیم. تازه من کانال‌های ناجورش را قلف کرده‌ام تا والدینم خدای نکرده از راه به در نشوند. این آمریکایی‌ها بر خلاف ما آدم‌های خیلی مهربانی هستند و دائم همدیگر را بقل می‌کنند و بوس می‌کنند. اما در فیلم‌های ایرانی حتا زن و شوهرها با سه متر فاصله کنار هم می‌نشینند. همین کارها باعث شده که آمار تلاغ روز به روز بالاتر بشود.


در اینجا اصلن استعداد ما کفش نمی‌شود و نخبه‌های علمی کشور مجبور می‌شوند فرار مغزها کنند. اما در خارج کفش می‌شوند. مثلاً این "بیل گیتس" با اینکه اسم کوچکش نشان می‌دهد که از یک خانواده‌ی کارگری بوده، اما تا می‌فهمند که نخبه است به او خیلی بودجه می‌دهند و او هم برق را اختراع می‌کند. پسر همسایه‌مان می‌گوید اگر او آن موقع برق را اختراع نکرده بود؛ شاید ما الان مجبور بودیم شب‌ها توی تاریکی تلویزیون تماشا کنیم.Hello


از نظر فرهنگی ما ایرانی‌ها خیلی بی‌جمبه هستیم. ما خیلی تمبل و تن‌پرور هستیم و حتی هفته‌ای یک روز را هم کلاً تعطیل کرده‌ایم. شاید شما ندانید اما من خودم دیشب از پسر همسایه‌مان شنیدم که در خارج جمعه‌ها تعطیل نیست. وقتی شنیدم نزدیک بود از تعجب شاخدار شوم. اما حرف‌های پسر همسایه‌مان از بی بی سی هم مهمتر است.


ما ایرانی‌ها ضاتن آی کیون پایینی داریم. مثلن پدرم همیشه به من می‌گوید "تو به خر گفته‌ای زکی". ولی خارجی‌ها تیز هوشان هستند. پسر همسایه‌مان می‌گفت در آمریکا همه بلدند انگلیسی صحبت کنند، حتا بچه کوچولوها هم انگلیسی بلدند. ولی اینجا متعسفانه مردم کلی کلاس زبان می‌روند و آخرش هم بلد نیستند یک جمله‌ی ساده مثل I lav u بنویسند. واقعن جای تعسف دارد.

این بود انشای من

 

نوشته شده در دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 0:22 توسط افسون| |

 

از اینکه نمی بینمت اندوهگینم ...

اما چه سود

بین ما

 درها حرف اول و آخر را می زنند

اما پنجره ها...؟

از اینکه این روزها

 دیگر توفان نمی شوی دلتنگم ...

خیلی وقت است که ورق پاره هایم را با خود نبرده ای

چون پنجره ای نیست تا بیایی ...

 

نوشته شده در دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 18:19 توسط افسون| |

 

 

ژاپن: بشدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد


مصر: درس می خواند و هر از گا هی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می شکند! 


هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه واکشنی(ACTION) پیش می آید و سرانجام آندو با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود! 

 

عراق: مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جاخالی می دهد ودر صورت زنده ماندن درس می خواند


چین: درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می فروشد!


 اسرائیل: بیشتر واحدهایی که او پاس کرده، عملی است او دوره کامل آموزشهای رزمی و کماندویی را گذرانده! مادرزادی اقتصاد دان به دنیا می آید 


گینه بی صاحاب!!: او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بر و بچ هم قبیله ای درس بخواندmade by Laie


کوبا: او چه دلش بخواهد یا نخواهد یک کمونیست است و باید باسواد باشد و همینطور باید برای طول عمر فیدل کاسترو و جزجگر گرفتن جمیع روسای جمهوری امریکا دعا کند!


 پاکستان: او بشدت درس می خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضویت القاعده یا گروه طالبان در بیاید


اوگاندا: درس می خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس؛ چند نفر از قبیله توتسی را می کشد!


 انگلیس: نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری!! منقرض می شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می خوانند

رسیدیم به قسمت جالبش ایران:
عاشق تخم مرغ است! سرکلاس عمومی چرت می زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می نویسد! سیاسی نیست ولی سیاسی ها را دوست دارد. معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می کند! عاشق عبارت � خسته نباشید� است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس! هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می خورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می گوید! او سه سوته عاشق می شود! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، و الا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می شود! جزء قشر فرهیخته جامعه محسوب می شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشدهکه چرا صاحبخانه ها جان به عزرائیل می دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی دهند! ؛(فهمیدین به منم بگین) او چت می کند! خیابان متر می کند ودر یک کلام عشق و حال می کند!هر کار را میکند جز اینکه درس بخونه نسل دانشجوی ایرانی درسخوان در خطر انقراض است!از من میشنوین بی خیال دانشگاه بشین بهتره (تفریحات بهتر و کم دردسرتر هست)خود دانی

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 16:33 توسط افسون| |

 

خدایا . . .

تو میدانی كه درد من درد تنهایی نیست

از نامردی روزگار هم شكایتی ندارم وقتی كه هر روز شاهد نامردی بنده هایت هستم

خدایا . . .

تو می دانی دوست داشتن بنده هایت را با وزنه صداقت می سنجیدم

حال كفه ترازوی دلم از صداقت خالی ست من از اینهمه دروغ هم گله ای ندارم

خدایا . . .

درد مندرد پرواز است

نمی خواهم مانند پرنده ای باشم كه پایبند قفس زیبایش می شود

و پرواز را از یاد می برد ...

خدایا . . .

می خواهم همانطور كه متولد شدم به سویت رها شوم

آری !

من به پرواز می اندیشم نه به پرنده بودن

 

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 12:35 توسط افسون| |

 
 
بگذار سپیده سر زند.
چه باک که من بمیرم و شبنم فرو خشکد.
و شبگیر خاموش شود و شباهنگ گنگ گردد.
و مهتاب رنگ بازد و ستاره سحری باز گردد.
و را کهکشان بسته شود ...
بگذار سپیده سر زند و پروانه به سوی آفتاب پرکشد
بگذار...
دکتر علی شریعتی
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 13:45 توسط افسون| |

 

خدایا ! مرا به ابتذال آرامش و خوشبختی مکشان !
اضطراب‌های بزرگ ، غم‌ های ارجمند و حیرت‌های عظیم را به روحم عطا کن ،
لذت‌ ها را به بندگان حقیرت بخش ..

 

نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 12:16 توسط افسون| |

 

فاصله دخترک تا پیرمرد یک نفر بود، روی نیمکتی چوبی، روبروی یک آبنمای سنگی.
پیرمرد از دختر پرسید:
- غمگینی؟
- نه.
- مطمئنی؟
- نه.
- چرا گریه می کنی؟
- دوستام منو دوست ندارن.
- چرا؟
- چون قشنگ نیستم
- قبلا اینو به تو گفتن؟
- نه.
- ولی تو قشنگ ترین دختری هستی که من تا حالا دیدم.
- راست می گی؟
- از ته قلبم آره
دخترک بلند شد پیرمرد رو بوسید و به طرف دوستاش دوید، 

شاد شاد.

چند دقیقه بعد پیرمرد اشک هاشو پاک کرد، کیفش رو باز

کرد، عصای سفیدش رو بیرون آورد و رفت...

  

نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 15:31 توسط افسون| |

 

از اونجایی که من آدم فوق العاده منصفی هستمو از اون مهمتر که این همه ضد پسر بودن رو آشکارا و نهان تو سرم نزنین به خصوص توی خصوصی ها حال منو نگیرین تصمیم گرفتم این پست رو اختصاص بدم به شخصیت یک در صد از دختر خانومای گل گلاب چه حالی میکنن پسرا بعد از خوندن این پست.کوفتتون بشه

5صبح: دیدن رویای شاهزاده سوار بر اسب در خواب…..تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

6 صبح: در اثر شکست عشقی که در خواب از طرف شاهزاده می خوره از خواب می پره .

7صبح: شروع می کنه به آماده شدن . آخه ساعت 12 ظهر کلاس داره!!!!!!!!تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

8 صبح: پس از خوردن صبحانه مفصل (علی رغم 18 کیلو اضافه وزن) شروع می کنه به جمع آوری وسایل مورد نیاز: جوراب و مانتو و کیف و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش وتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

9صبح: آغاز عملیات حساس زیر سازی بر روی صورتتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com (جهت آرایش)

10 صبح: عملیات زیرسازی و صافکاری و نقاشی همچنان با جدیت ادامه دارد تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com.

11 صبح: عملیات آرایش و نقاشی و لنز کاری و فیشیل و فوشول با موفقیت به پایان می رسد و پس از اینکه دختر خودش رو به مدت نیم ساعت از زوایای مختلف در آیینه بررسی کرد و مامان جون 19 تا عکس از زوایای مختلف ازش گرفت، به امید خدا به سمت دانشگاه میره تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com.

12 ظهر: کلاس شروع شده و دختره وارد کلاس میشه تا یه جای خوب برا خودش بگیره . ( جای خوب تعابیر مختلفی داره . مثلا صندلی بغل دستی پولدارترین پسر دانشگاه - صندلی فیس تو فیس با استاد: در صورتی که استاد کم سن و سال و مجرد باشد وتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com … )

1 ظهر: وسط کلاس موبایل دختر می زنگه و دختر با عجله از کلاس خارج میشه تا جواب منیژه جون رو بده. و منیژه جون بعد از 1.5 ساعت که قضیه خواستگاری دیشبش رو تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com+ قضیه شکست عشقی دوست مشترکشون رو براش تعریف کرد گوشی رو قطع می کنه. اما دیگه کلاس تموم شدهتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com .

2 ظهر: کلاس تموم شده و دختر مجبوره از یکی از پسرای کلاس جزوه بگیره. توجه داشته باشین دختر نباید از دخترا جزوه بگیره. آخه جزوه دخترا کامل نیستتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com!!!!!!!!!!!

3 ظهر: دختر همچنان در جستجوی کیس مناسب جهت دریافت جزوهتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com!!!!!

4عصر: دختر نا امید در حرکت به سمت خانه..تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

5 عصر: یکدفعه ماشین همون پسر پولداره که جزوه هاشم خیلی کامله جلوی پای دختره ترمز می کنه و ازش می خواد که برسونتش.تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

6 عصر: دختر به همراه شاهزاده رویاهاش در کافی شاپ گل زنبقتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com!!! میز دوم. به صرف سیرابی گلاسهتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com.

7 عصر: دختر دیگه باید بره خونه و پسر تا دم خونه می رسونتشتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com.

8 غروب: دختر در حال پیاده شدن از ماشین اون پسره: راستی ببخشید جزوه تون کامله؟؟؟ امروز انقدر از عشق سخن گفتی مجالی برای تبادل جزوه نموند. و جزوه رو از پسر می گیره.تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

9 شب: دختر در حال چیدن میز شام در خانه سه تا ظرف چینی گل سرخی جهیزیه مامانش رو میشکونه (از عواقب عاشقی)

10شب: دختر در حال تفکر به اینکه ماه عسل با اون پسره کجا برن ؟تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com؟!!؟!؟!؟!؟!

2شب: دختر داره خواب میبینه رفته ماه عسلتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

5 صبح: دختره بیدار میشه و میبینه اون پسره sms داده که: برای نامزدم کلی از تو تعریف کردم. خیلی دوست داره امروز با من بیاد دانشگاه ببینتتتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com!!! و امروز دختر باید کمی زودتر به دانشگاه برود. شاید جای مناسب تری در کلاس نصیبش شدتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com!!!!!!!!!!!!!

امیدوارم شما جزء  این یه درصد نباشینتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

دوستتون دارم....بوس بوس

نوشته شده در شنبه سوم مرداد 1388ساعت 12:12 توسط افسون| |


Design By : Night Skin

www.lovelorn-java.blogfa.com


Cursors